![]() |
![]() |
|
|
دختر ایرونی ودانشگاه
دختر ایرانی وبازارکار
دختر ایرانی و تفریح
دختر ایرانی و امنیت اجتماعی
دختر ایرانی واحترام جامعه
هدف من از این پست فرهنگ سازی میباشد. در جامعه ای که دم از پیشرفت میزند جای تاسف هست. به امید روزی که به دانیم حق هر دختر ایرانی ( دقت کنید دختر ایرانی ما کار به زنان و دخترانی نداریم که نام این گل بانو را خراب کرده و خود را دختر ایرانی مینامند ) هست که آزادانه به دونه شنیدن بوق ماشینی یا زدن چراغی در کنار خیابان راه برود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 16:40 توسط داوود |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 8:48 توسط داوود |
|
|
توهين به ايرانيان در دبي ...!!!
بي شرمي ماموران اماراتي فرودگاه دبي عليه مسافران بيگناه ايراني منبع / نويسنده: داوود فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبي با مسافران و گردشگران ايراني
سفر به دوبی را تحریم کنید این فاجعه می توانست برای شما اتفاق بیفتد. بیایید جلوی چنین حوادث تلخی را بگیریم. سفر خود به دوبی را لغو کنید. اطمینان داشته باشید که روزی فرا خواهد رسید که با التماس از شما خواهند خواست به کشور ورشکسته شان سفر کنید. چرا که دوبی با پول ایرانی ها به این موقعیت رسیده است. شیخ نشینی که هفتاد سال پیش تبعید گاه دزدان و تبه کاران ایرانی بود . مطمئن باشید هر جا که سفر کنید از دبی زیبا تر و جذاب تر خواهد بود . به دبی کثیف سفر نکنید . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 16:7 توسط داوود |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:40 توسط داوود |
|
|
علم سياست در ايران از بدو تأسيس تا به امروز سه دوره را پشت سر گذاشته است: 1 - از تأسيس مدرسه علوم سياسى تا دانشگاه تهران؛ 2 - از تأسيس دانشگاه تهران تا پايان دهه 1350؛ 3 - از پيروزى انقلاب اسلامى تاكنون. 1. آغاز ورود علم سياست به ايران به سال 1277 شمسى و به تأسيس مدرسه علوم سياسى بازمىگردد. هدف اين مدرسه كاربردى بود و بنيانگذاران آن در پى پرورش نيروى انسانى بهمنظور اشتغال در دستگاه وزارت امور خارجه بودند. به همين دليل تا سال 1305 مدرسه، جزئى از وزارت خارجه بود و محتواى دروس آن را اغلب سياست خارجى، آموزش ديپلماسى و حقوق بينالملل تشكيل مىداد و از آموزش مسائل مربوط به حكومت و سياست ايران خبرى نبود. با كودتاى سوم اسفند 1299 و بر سر كار آمدن رضاخان فعاليت مدرسه متوقف شد و بعد از مدتى در سال 1305 مدرسه علوم سياسى از وزارت خارجه جدا و با مدرسه عالى حقوق ادغام گرديد و در سال 1313 با تأسيس دانشگاه تهران همراه با مدرسه عالى تجارت، جاى خود را به دانشكده حقوق و علوم سياسى داد، كه به قول عنايت، با اين وصف در راه رشد علوم سياسى چه در دانشگاه و چه در ميان روشنفكران چندان مؤثر نبود.2 و از طرفى، سلطه نظام آموزش فرانسوى موجب غلبه رويكرد حقوقى در مطالعه پديدههاى سياسى شده بود. سياستپژوهان ايرانى بجاى تحليل مسائل سياسى روز، به حوزه ترجمه آثار خارجى روى آوردند. با بازگشت تعداد بيشترى از دانشآموختگان علم سياست از غرب بىعلاقگى به شناخت فرهنگ خودى ويژگى عمده علم سياست گرديد. ويژگىهاى علم سياست در دوره اول: گرايشهاى محافظهكارانه، پرهيز از تحليل مسائل سياسى، غلبه رويكرد حقوقى در مطالعات سياسى، گرايش به سمت ترجمه آثار خارجى و گريز از پرداختن به مسائل سياسى ايران و فرهنگ خودى، از مشخصات بارز دوره اول محسوب مىشود. 2. از تأسيس دانشگاه تهران تا پايان دهه 1350: در دهه 1350 سه رويداد مهم توانست موجب بهبود نسبى وضعيت علم سياست گردد: نخست، علوم سياسى در دانشگاه تهران از سلطه حقوق رهايى يافت و به سمت استقلال علمى گرايش يافت؛ دوم، خارج شدن رشته علم سياست از انحصار دانشگاه تهران و تأسيس اين رشته در دانشگاه ملى ايران (دانشگاه شهيد بهشتى فعلى) كه موجب نوعى رقابت حرفهاى شد و همين امر به استحكام علوم سياسى كمك كرد؛ سوم، روشهاى جامعهشناختى به جاى رويكرد حقوقى در مطالعات ايران تقويت شد و برنامههاى آموزشى رشته علوم سياسى تغيير كرد و برخى دروس جديد تصويب شد و چند مؤسسه و نشريه جديد در صحنه سياست حضور يافتند. ويژگىهاى علم سياست در دوره دوم: رويكرد جامعه شناختى به جاى رويكرد حقوقى در علم سياست، گسترش رشته علم سياست در چند دانشگاه و مؤسسه علمى و پيشرفت در شاخه آموزشى و تأسيس دورههاى فوقليسانس و دكتراى علوم سياسى از مشخصات بارز اين دوره محسوب مىشود. 3. پيروزى انقلاب اسلامى تاكنون: در پى پيروزى انقلاب اسلامى، اختيارات حوزه دانشكده علوم سياسى بيشتر شد و به دليل شرايط آغازين انقلاب اسلامى، وجود گروهها و جناحهاى سياسى و تجمع دستهها و احزاب سياسى مخالف و معارض نظام سياسى در دانشگاهها فضاى التهابآميز و آشفتهاى را ايجاد كرد و همين امر باعث گرديد رهبر انقلاب اسلامى براى برخورد با نيروهاى مخالف و معارض و اصلاح نظام آموزشى دانشگاهها در ارديبهشت 1359 دانشگاهها را تعطيل و برنامه اسلامى كردن دانشگاهها با عنوان «انقلاب فرهنگى» آغاز گردد.3 يكى از اهداف اصلاحات نظام آموزشى اسلامى كردن علوم انسانى بهعنوان مهمترين محور دگرگونى دانشگاهها بود.4 ستاد انقلاب فرهنگى بر مبناى چنين نگرشى كار خود را آغاز كرد و علىرغم آنكه برنامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگى با برنامه قبلى تفاوتهاى آشكارى داشت، در محتواى علم سياست و چارچوب آن نسبت به پيش از انقلاب تغيير جدى حاصل نشد هرچند براى بومىگرايى در علم سياست گرايشهايى به سمت روش جامعهشناسى ماكس وبر به وجود آمد، اما ثمرات عملى چندانى به بار نياورد و صرفاً شاهد گسترش كمّى رشته علوم سياسى در چند دانشگاه و مؤسسه بوديم. ويژگىهاى علم سياست در دوره سوم: 1 - ايجاد تغييرات كمّى در رشته علوم سياسى؛ 2 - سلطه گرايشهاى پوزيتيويستى در رشته علوم سياسى؛ 3 - پرهيز از تحليل مسائل ايران و حوزه قدرت سياسى؛ 4 - بومى نشدن علم سياست در ايران؛ 5 - غيركاربردى بودن علم سياست در ايران؛ 6 - غيرمولد بودن علم سياست در ايران؛ 7 - سرمايهگذارى نكردن واقعى در حوزه علم سياست از ناحيه بخش خصوصى و دولت. در اين سه دوره، با وجود دگرگونى و تغييرات زياد در علم سياست از بدو تأسيس تاكنون، متأسفانه اين دگرگونىها و تغييرات اساسى نبودهاند و همچنان مشكلات جامعه ايران در حوزه سياست باقى مانده است. يكى از محققان علوم سياسى در اينباره مىنويسد: علم سياست در ايران دچار بحران است و دليلش اين است كه اولاً، علم سياست و مطالعه سياست از هم متمايز نشده است. بحثهاى معرفتشناسانهاى در ارتباط با امكان و مطلوبيت علم شدن سياست وجود دارد، امّا اين بحثها در ايران صورت نگرفته است. بهعبارتى، يك ديالوگ زندهاى در اين ارتباط برقرار نبوده و طبيعتاً كسانى كه در جاهاى متفاوت درس خواندهاند، آنچه را خواندهاند به همراه خودشان آوردهاند و اسم آن را علوم سياسى گذاشتهاند و بعضىها هم سياست نام نهادهاند. آنان تمايزى بين مطالعه سياست و علم سياست قائل نشدهاند، بهخاطر اينكه پيشينه بحثهاى معرفتشناسى را نداشتهاند و طبيعتاً فقط بهخاطر اينكه در جاى خاصى درس خواندهاند، همان را آوردهاند و عيناً اينجا وارد كردهاند.5 حسين بشيريه نيز مىگويد: علم سياست در ايران، علم سياستى نيست كه با پيكره جامعه و نظام سياسى ايران ارتباط داشته باشد. شايد بتوان گفت در اين شرايط «علم سياست» اصلاً ممكن نيست و فضا پيدا نمىكند. بهنظر من تحولات عمدهاى رخ نداده است. ويژگىهاى علم سياست در ايران اين است كه اولاً، اقتباسى است، متون اصلى، ترجمه شده است و در آنها بيشتر به تجربه كشورهاى غربى اشاره مىشود و راجع به كشور ايران پيوند هنوز ايجاد نشده است و دوم اينكه اين علم سياست در مجموع همان علم سياست پوزيتيويستى است.6 در مجموع در رويكردى آسيبشناسانه به حوزه علم سياست مىتوان پيشنهادات ذيل را ارائه كرد: 1 - نياز به علم سياست در حوزه علوم اسلامى و روششناسى غيرپوزيتيويستى احتمالاً مىتواند پاسخگوى مشكلات جامعه ايران باشد. 2 ـ رهايى از هژمونى روشهاى پوزيتيويستى؛ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:38 توسط داوود |
|
|
عدم رعایت قوانين مربوط به "منع شكنجه"؛
درارتباط با زندانيان سياسي آذربايجان
![]()
![]()
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:29 توسط داوود |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 |
|
RSS
|